خرید بک لینک

فیلش یاد هندوستان کرده به یاد گذشته، کسی، چیزی یا جای مورد علاقه خود افتادن و شوق بازگشت به آن پیدا کردن.

فیلش یاد هندوستان کرد یعنی پس از مدت ها یه گوشه نشسته و داره به جوونی هاش فکر میکنه .

فیلش یاد هندوستان کرده است.

یعنی همون وقتی که داره همه سختی ها و مشکلاتی که توی زندگی پشت سر گذاشته رو مرور می کنه یهو یاد روزایی می افته که هیچ سختی تو زندگیش نبود .

برچسب: نویسنده: حدیث حکیمی تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 18:12

سلام...

سلام دوستای عزیز وبلاگ قبلیم حذف شد امیدوارم با این وبلاگ جدید دوباره بتونیم ادامه بدیم...

+ نوشته شـــده در جمعه سیزدهم بهمن ۱۳۹۶ساعــت7:50 تــوسط هادی |

برچسب: نویسنده: حدیث حکیمی تاريخ: سه شنبه 7 فروردين 1397 ساعت: 14:25

چه شباهتیست میان فرزند آخرالزمان و مادر؟ هردو گمنام؛ هر دو پنهان در مکان و زمان؛ نه نشانی از مزارت و نه نشانی از استقرار فرزندت.به کدامین گناه کشته شدی؟ و حالا به کدامین گناه فرزندت در پس پرده غیبت ایستاده منتظر ماست؟خوانده ام که غلاف شمشیری دست تو را از دامن علی جدا کرد، چه گویم که امروز غلاف شمشیر گناهانم دست مرا از علی زمانم جدا کرده و بین من و او حجابی است از تاریکی خطاهایم که نور حضورِ او را سد کرده...میخواهم فاطمی شوم تا امام زمانم را تا آخرین نفس حمایت کنم؛ ای مادر می شود دستم را بگیری؟ + نوشته شـــده در یکشنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۶ساعــت17:51 تــوسط هادی | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حدیث حکیمی تاريخ: سه شنبه 7 فروردين 1397 ساعت: 14:25

ما ساکن عصر جمعه هاییم ...تو منتظری که ما بیاییم ...غربت چه حکایت غریبیست ...آقا تو کجا و ما کجاییم ...ஜ▬▬▬ ●☫● ▬▬▬ஜ اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلِّیکَ الفَرَج ஜ▬▬▬ ●☫● ▬▬▬ஜاللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاًادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حدیث حکیمی تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 11:59

باز باران... بزن باران بهاری کن فضا را بزن باران و تر کن قصه ها را بزن باران که از عهد اساطیر کسی خواب زمین را کرده تعبیر بشارت داده این آغاز راه است نباریدن دلیل یک گناه است بزن باران به سقف دل که خون است کمی آنسوتر از مرز جنون است بزن باران که گویی در کویرم به زنجیر سکوت خود اسیرم بزن باران سکوتمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حدیث حکیمی تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 11:59

پایانی که نزدیک است...امروز صدایی که در مغزم طنین انداز بود صدای اشهد های کودکان یمنی قبل از بمباران جنگنده های رژیم سعودی بود … چقدر درد دارد ؟ و چقدر درد آورتر میشود اینکه بدانی مهدی فاطمه با دیدن این صحنه ها خون به جگر می شود ولی نمی تواند که بیاید … . . رفیق حواست است ؟! من و تو باید زمینه ساز ظادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حدیث حکیمی تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 11:59

ما ساکن عصر جمعه هاییم ...تو منتظری که ما بیاییم ...غربت چه حکایت غریبیست ...آقا تو کجا و ما کجاییم ...ஜ▬▬▬ ●☫● ▬▬▬ஜ اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلِّیکَ الفَرَج ஜ▬▬▬ ●☫● ▬▬▬ஜاللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاًادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حدیث حکیمی تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 11:59

ما ساکن عصر جمعه هاییم ...تو منتظری که ما بیاییم ...غربت چه حکایت غریبیست ...آقا تو کجا و ما کجاییم ...ஜ▬▬▬ ●☫● ▬▬▬ஜ اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلِّیکَ الفَرَج ஜ▬▬▬ ●☫● ▬▬▬ஜاللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاًادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حدیث حکیمی تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 11:59

ما ساکن عصر جمعه هاییم ...تو منتظری که ما بیاییم ...غربت چه حکایت غریبیست ...آقا تو کجا و ما کجاییم ...ஜ▬▬▬ ●☫● ▬▬▬ஜ اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلِّیکَ الفَرَج ஜ▬▬▬ ●☫● ▬▬▬ஜاللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاًادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حدیث حکیمی تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 11:59

مـوجـیم و وصـل ما ، از خـود بـریدن اسـت سـاحل بـهانه ای اسـت ، رفـتن رسـیدن اسـت تـا شـعله در سـریـم ، پـروانـهٔ اخگریـم شـمعیم و اشک ما ، در خود چکیـدن اسـت مـا مـرغ بی پـریم ، از فـوج دیگریم پـرواز بـال مـا ، در خـون تـپیـدن اسـت پـر می کـشیـم و بـال ، بـر پـرده ی اعـجاز ذوق مـا ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حدیث حکیمی تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 11:59

خسته شدم، یریده ام آقا، شتاب کن ... تنهاامید این دل بی دست و پا تویی وقتی از تمامی عالم بریده استدارم امید آن که معطر شود ز تو اشکی که با امید به خاکت چکیده است! + نوشته شـــده در دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ساعــت۸:۴۱ ق.ظ تــوسط هادی | طبقه بندی: دل نوشتهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حدیث حکیمی تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 11:59

بیصبرانه منتظرم تا در شبهای خیال من طلوع کنی و من چقدر این شبهای روشن از نام تو را دوست دارم. نام زیبای تو به من رهایی میبخشد. روحم را پرواز میدهد. خدای عشق را شکر میکنم که نام تو را بر زبانم نوشت و نگاه مهربانت را به من هدیه داد. همان خدایی که بیقراری را به من بخشید و در کاسه انتظارم صبر ریادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حدیث حکیمی تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 11:59

صفحه بندی